تبليغاتX
 ..00××شیطون××00..

گريه کردن تا سحر کار من است

می خواهم تا آخر عمر خانه نشین خیال تو باشم. به یاده رفتنت مثل

ابرها بغض کنم به نامه های ننوشته ات پاسخ بدهمگريه کردن تا سحر کار من است و از پشت پنجره به

 آرزوهایت سلام کنم.می خواهم تا انتهای این جاده همچنان بی قرار تو

باشم و تمام لحظه ها را به عشق دیدن تو طی کنم.می خواهم با تو از

حادثه عبور کنم.

کسی را نداشتم تا با او از رازهای کوچک بگویم.از دانه های شبنم بر

تیغه های علف کسی را نداشتم تا با او از رازهای بزرگ بگویم... از

انچه در دلم می گذرد.

              


 

نوشته شده توسط کامران در 86/08/10 ساعت 11:14 قبل از ظهر موضوع درد عشق | لینک ثابت


گريه کردن تا سحر کار من است

گريه کردن تا سحر کار من است.

           شاهد من چشم بيمار من است .

                   فکر کردم که او يار من است.

                              نه! فقط در فکر آزار من است.

                  نيتش از عشق تنها  خواهش است

     ”دوستت دارم“ دروغي فاحش است.

يک شب آمد زير و رويم کرد و رفت.

       بغض تلخي در گلويم کرد و رفت.

                   پايبند جستجويم کرد و رفت.

                            عاقبت بي آبرويم کرد و رفت.

                   اين دل ديوانه آخر جاي کيست.

     آنکه مجنونش منم ليلاي کيست


 

نوشته شده توسط کامران در 86/08/10 ساعت 11:12 قبل از ظهر موضوع اشعار زیبا | لینک ثابت


بگذار تا شیطنت عشق

بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را

به عریانی خویش بگشاید

هر چند آنجا جز رنج و پریشانی

چیزی نباشد


 

نوشته شده توسط کامران در 86/08/10 ساعت 11:10 قبل از ظهر موضوع نامه عشق | لینک ثابت